السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
255
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
عدهاى از علما نيز عقيده عدم تحريف را به اكثر دانشمندان بزرگ نسبت دادهاند ، مانند شيخ بزرگوار شيخ مفيد و جامع علوم مختلف مرحوم شيخ بهايى و محقق دانشمند قاضى نور اللّه شوشترى . و مىتوان گفت كه : تمام دانشمندان و علماى شيعه كه دربارهء امامت كتابى تأليف نموده ، به مطاعن خلفا وارد شدهاند ؛ همان نظريه و عقيده به عدم تحريف را داشتهاند زيرا در طعن و ايراد بر خلفا ، به سوزاندن قرآنهاى موجود در آن عصر كه به وسيلهء خليفه سوم انجام گرفت و اعمالى مانند آن استناد كردهاند ولى از مسئله تحريف هرگز اسم و سخنى به ميان نياوردهاند ، در صورتى كه اگر تحريف واقع مىشد ، بيشتر از سوزاندن قرآنها عامل طعن و انتقاد بود و مطرح مىشد . خلاصه اين كه : نظريه مشهور در ميان دانشمندان و محققين شيعه ، همان نظريه عدم تحريف است بلكه اين نظريه مورد اتفاق در ميان آنان مىباشد تنها افراد معدودى از محدثين شيعه و عدهاى نيز از علماى اهل سنت نظريه وقوع تحريف را پذيرفتهاند . رافعى در اين باره مىگويد : عدهاى از علماى « كلام » كه رأى و ابتكارى از خود نداشته و به جز ظن و حدس دانشى نيندوختهاند و به جز راه جدال و لجاجت روشى در پيش نگرفتهاند ، قائل به تحريف مىباشند و با طرح مطالب واهى از پيش خودشان در جمعآورى و تدوين قرآن ، به حذف شدن بخشى از آيات قرآن ، تفوّه مىكنند . « 1 » مرحوم طبرسى در مجمع البيان قول به تحريف را به حشويّه و افراد بىاطلاع و ظاهربين اهل سنت نسبت داده است . مؤلف : در فصل آينده روشن خواهد شد كه عقيده به نسخ تلاوت عينا همان عقيده به تحريف مىباشد . در اين صورت اعتقاد به نسخ در تلاوت كه در ميان علماى اهل سنت مشهور است ، مستلزم مشهور بودن اعتقاد به تحريف نيز در ميان آنان خواهد بود نه در ميان شيعه !
--> ( 1 ) اعجاز القرآن ، 41 .